راستش گمونم به دعای سعید و شماهاس که حالم انقدر خوشه. خیلی! امروز صبح با بهترین حس های دنیا از خواب پاشدم. دیروز رو عالی گذروندم.۸۰ صفحه کتاب خوندم،یک ساعت و شش دقیقه قدم زدم،ورزش کردم،دوش گرفتم و خوابیدم.
امروز هم عالی. چند ساعت پیش همینجوری که سیم جاروبرقی رو بیرون میکشیدم،سرخوش دور خودم میچرخیدم. فکر کردم چه قدر بعضی چیزا لازمه! حتی بعد از بعضی خدافظی ها میشه رفت دست طرف رو به گرمی فشرد و گفت مرسی که رفتی! یه شب برات عین گاو زجه زدم و از فرداش همه غم و غصه های خودمم یادم رفت!
جای بعضی حرفا درد میکنه. جای صفاتی که تو نیستی ولی بهت نسبت میدن. و بدتر از اینا جای خالی کسی که بهش اطمینان داشتی.
جای اینا درد میکنه و جای خداحافظی که به تلخی گذشت... من اگه نویسنده بشم یه کتاب مینویسم درمورد خداحافظی مهربون! جدی میگم!
حالا همه چیز خوبه. نرمال. رفتنی بود که رفت. موندنی ها نمیرن. به خدای احد و واحد که نمیرن! مثل من! مثل مری! مثل بهرام مثل خیلیای دیگه! مثل منی که هنوز وبلاگ علیرضارو عرفان رو یاسی نوشت رو چک میکنم!
خیلی حرفا هست. سامان خیلی چیزا میگه مثلا اینکه کسی که بابت چنین چیز کوچیکی میذاره میره مطمعن باش از قبلش رفتنی بوده! مطمعن باش تصمیم یه روز و یک ساعتش نبوده! و کسی که شجاعت رفتن داره قابل تقدیره! حالا گیرم که بد گفته باشه و دلت شکسته باشه. تو چیکار میتونی بکنی؟ جز اینکه دعا کنی همیشه حالش خوب باشه. برا از دست دادن کسی که انقدر راحت از لیستت خطش میزنه بیشتر از ۲۴ ساعت زار نزن! چون تو هیچوقت تو لیست عزیزای اون ادم نبودی!
در کل؛ رفتن دیگه چیزی نیست که اذیتم کنه. حالا رفتن هر کسی. سر شدیم رفت… به جهنم که سر شدیم بابا:)
سمی(سامان)کنار هر حرفی که میزنه و میزنم تاکید داره که "بی صفت"نباش صخی. هر کاری میکنی بی صفت نباش. خوبیای ادما در هر شرایطی از یادت نره. سخته ها!ولی چشم. یادم نمیره سامان خان:)قول مردونه پسر.
رابطه ها همشون تاریخ انقضا دارن. رو بعضیاشون نوشته یه ماه، بعضیا یه سال، بعضیام تا ابد!
اینجوریه که بین ادمای من همیشه فرق هست. برای بعضیا یک ماه و برای بعضیا یک عمر زندگی میذارم! ولی به هر کی بگم رفیق یعنی پاش وایسادم. حالا چه یه ماه، چه تا تهش!
جونم داعاش...
ما را در سایت جونم داعاش دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 217 تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 1:23