یه مدت خیلی وبلاگشو باز میکردم. ازش منتظر حرفی سخنی چیزی بودم. شاید روزی چندین بار سر میزدم.
بعد، برام خصوصی فرستاد که "اگه میشه تو وبلاگم باهام صمیمی صحبت نکن. بازیدهام به طرز عجیبی زیاد شده..."
خلاصه حرفاش این بود: فکر میکرد عشق قدیمیشه که پیگیر وبلاگش شده.
از اون به بعد دیگه هیچ وبلاگی رو اونقدر چک نکردم. شاید فک کنن عشق قدیمیشونه... هیچوقت نخواستم امید واهی ادما باشم.
برچسب:
نویسنده: پویان پورعلی