پلان ۱: از جلوی عروسک فروشی ها رد میشوم و فکر میکنم این دفعه که دیدمش ضایع است دوباره عروسک هدیه اش بدهم و میمانم که جز خرس های پشمالو چه چیز میتواند او را ذوق الود کند !؟ یک چیز که یک شباهت هایی هم به خوده من داشته باشد (محض یاداوری) مثلا ان خرس قهوه ای با ان چشم ها و شکمش خوده خودم بود !
پلان ۲:
+عاغا ببخشید رز شاخه ای چند؟
هی با خودم حساب کتاب میکنم که واقعا چه چیزی دوست دارد ؟
البته! الان به نتیجه رسیدم!
پلان ۳:میروم به یک لباس بچه فروشی و با احتساب به اینکه اصولا بچه ندیده میباشم میپرسم نوزاد تازه به دنیا امده سایزش چند است؟
میپرسد:بچه درشتیست؟
میگویم نمیدانم هنوز نیامده
چند تا لباس نشانم میدهد که از ان پلیوور بافتنی صورتی با پاپیون کنارش حسابی ذوق میکنم
بعد میگویم جنسیتش مشخص شود می اییم از اینها برایش میخریم میخندم و ادامه میدهم خب نا یکم زیادی هولیم
میگوید جنسیتش هم مشخص نیست؟ اصلا قرار است دنیا بیاید
و من که بلد نیستم بگوییم بلی تو راه است و امروز هفت هفته و پنج روزش است میگویم اره بابا! میاد
و احتمالا از خنده فروشنده میشود فهمید با خودش فکر کرده از ان مجرد های رویایی ام که دارم برای بچه اینده ی خودم و عشقم لباس میبینم
در حالی که کل مسیر نیشم تا بناگوش باز بود و به حماسه افرینی ام میخندیدم وقتش شد به فکر خودم و کتانی خریدنم هم باشم....
پ.ن:چه سرخوشم من! :/ همه دلخوشیم شده اینکه بالاخره که عزیزامو میبینم:| بعد تازه فکر کادو هم هستم:|
پ.ن۲:صبح شنبه تو با غرررر غررر خودت بیدار شی
شب با غرغر مامانت بخوابی
پ.ن۳:به گذشته فک میکنم دردم میگیره،به حال فکر میکنم دردم میگیره!! اووووهوی زندگی؟!چته کره بز؟
پ.ن۴:اینکه شما عذاداری میکنید خیلی خوبه
اینکه ده شب متوالی ملت تا دوازده شب از صدای تبلتون نخوابن خیلی بده
جونم داعاش...
ما را در سایت جونم داعاش دنبال میکنید
برچسب: از هر دری سخنی,از هر دری,از هر دری فقر وارد شود,از هر دری سخنی اندروید,از هر دری سخنی برای اندروید,از هر دری به آذین,از هر دری هنری,از هر دری سخنی کافه بازار,شعر و نثر از هر دری,از هر دري سخني, نویسنده: بازدید: 236 تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 10:25