جونم داعاش

متن مرتبط با «درد مرگ پدر» در سایت جونم داعاش نوشته شده است

درد مرگ پدر نبود /مرده بی پدر بودسورنا)

  • نیلوبلاگ

    مسعله فقط اینه که به نظر من اون که ادم اشغاله! و وقتی نتونی اشغالی رو از زندگیت بندازی بیرون فقط عذابه میفهمی؟عذاب! ازت متنفرم ± به خدا قول دادم اگه این حا به جایی درست پیش بره همه ی ادمای این شش سال اخیر رو ببخشم و این برام سخت ترین چیزه! من نمیتونم این ادمارو ببخشم! واقعا سخته! بخشیدن ادمایی که هر لحظه با شدت بیشتری زندگیتو قهوه ای میکنن و جلو چشات بندری میزنن...

    ادامه مطلب
  • عنوان ندارد درد دارد

  • نیلوبلاگ

    خودکارشو گذاشت رو انبوه برگه های روی میزش و گفت: خب رفیق!قول میدم هر چی میگیم بین خودمون میمونه قول مردونه! +هه!مردونه؟!مگه مردی هم تو این جامعه مونده؟ مشاور:میشنوم؟از اولین بار شروع کن +اولین بار چهارده سالم بود،یه پیرمرد که حداقل هفتاد سالش بود با دوچرخه افتاد دنبالم ،چرت و پرت گفت ،بدترین چیزای ممکن رو پشت سرهم گفت اون بار خیلی ترسیدم مشاور:دستات نمیلرزه.به نظر دختر شجاعی میای.گفتی الان چند سالته؟ +پونزده مشاور:خب بعدش؟ +چند وقت پیش ،ساعت حدودا یازده صبح بود داشتم از کلاس برمیگشتم خونه تو کوچه بودم یه پراید زد رو ترمز یه ادرس عجق وجق داد دستم ...

    ادامه مطلب